أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

374

قانون ( فارسى )

مىشود روده كور آن را به هضم كامل مىرساند و كارى را كه معده كاملا از عهده‌اش برنيامده است روده كور انجام مىدهد . روده كور در اعمال به هضم رسانيدن مادهء نيمه هضم شده از هضم كامل سرباز زده ، كمتر نياز به مكيدن كيموس تر دارد و اندكى نيروى كيموس رطوبى كافى است كه غذاى عصيان كرده از هضم كامل را - كه در روده كور جاى گرفته است - بگذارد تا كاملا هضم مىشود . غذاى كذائى در روده كور با كمك اندكى از مادهء كيموس به هضم كامل مىرسد و از رودهء كور به روده‌هايى انتقال مىيابد كه دهانه رگها از آن مادهء غذائى را مىمكند . برخى از اطباء گويند : رودهء كور براى اين خلق شده است كه كيموس در آن ثابت بماند و معده را از بقاياى گوهر غذايى - كه در آن باقى مىمانند - پاكسازى كند و تنظيفات لازم معده به عهدهء او است . هم آنان گويند : ماساريقا به روده كور مىرسد . كه اين نظريه صحيح نيست . فائدهء روده كور همان است كه ما ذكر كرديم . 3 - رودهء كور به يك دهانه كفايت مىكند و دهانهء ديگر نمىخواهد ؛ زيرا وضع و حال آن مانند معده نيست . 4 - يكى از فوائد يك چشمى بودن آن اين است كه جاى جمع شدن ريختنىها و زايدهاست . اگر اين آشغالدان ( رودهء كور ) نبود و ريختنىها در آن جمع نمىشدند و در ساير روده‌ها مىپراكندند ، بيم پيدايش بيمارى قولنج مىرفت . هرگاه مواد سزاوار بدور ريختن از مجراى روده‌ها كنار رفت و به روده كور در آمد و در آنجا جمع شد ، امكان مىيابد كه يكباره به بيرون ريخته شود ؛ زيرا جمع آمده آسان‌تر يكباره بيرون ريخته مىشود تا آنكه ماده پراكنده باشد . 5 - فائدهء ديگر روده كور اين است كه كمتر و به‌ندرت اتفاق مىافتد كه بدن انسان در روده‌ها توليد نوعى جاندار و كرم نكند و اگر اين كرمهاى توليد شده در روده‌ها در عدد كم و در حجم كوچك باشند خالى از منفعت نيستند . مسكن و مأواى اين جانداران رودهء كور است . رودهء كور بيشتر از هر رودهء ديگرى اين امكان را دارد كه از شق بيخ ران ( فتق اربيه ) پايين آيد ؛ زيرا اين روده در فراغ واقع است و آنچه از ماساريقا به سوى روده‌ها آيد با آن تماس و ارتباط ندارد ، چنان كه گويند : اساسا هيچ چيز از سوى ماساريقا به طرف رودهء كور نيامده است . روده‌اى از طرف پايين به روده كور پيوسته است كه آن را قولون نامند . رودهء قولون كلفت و سفت است . همين‌كه از روده كور دور مىشود تمايل زياد به سوى راست پيدا مىكند كه به كبد نزديك باشد بعد از آن به سوى چپ سرازير مىشود . همين‌كه به مقابل پهلوى چپ رسيد ، به سوى راست و عقب مىگرايد و دوباره سرازير مىشود و به رودهء راست مىپيوندد . رودهء قولون وقتى كه از جانب طحال مىگذرد تنگ مىشود ؛ ازاين‌روست كه هرگاه ورم در طحال باشد ، تا با دست فشار ندهى بادش بيرون نمىآيد . بهره در خلق قولون اين است كه تفاله را جمع كند و احاطه نمايد و به تدريج آن را بيرون براند .